عهد قدیم و پیامبر موعود

۱۸ و ابراهیم به خدا گفت: “كاش كه اسماعیل در حضور تو زیست كند.” ۱۹ خدا گفت: “به تحقیق زوجه ات ساره برای تو پسری خواهد زایید و او را اسحاق نام بنه و عهد خود را با وی استوار خواهم داشت تا با ذریت او بعد از او عهد ابدی باشد. ۲۰ و اما در خصوص اسماعیل تو را اجابت فرمودم. اینك او را بركت داده بارور گردانم و او را بسیار كثیر گردانم. دوازده رئیس از وی پدید آیند و امتی عظیم از وی بوجود آورم.

سفر پیدایش: ۱۷

آن تو هستی شوتاکتو

بزرگا می خواهی مرا بیشتر بیاگاهانی. گفت باشد عزیزم!

این نمک را در آب جای ده و صبحگاهان نزد من آی. او چنان کرد. آنگاه به او گفت : نمکی که دیشت در آب گذاشتی خواهشمندم اینجا بیار. آنگاه او دست به سوی آن برد و به دستش نیامد زیرا کاملا آب شده بود. گفت: خواشمندم جرعه ای از آن بنوش. چطور است؟ نمک است. از وسطش جرعه ای بردار چطور است؟ نمک است. از تهش جرعه ای بردار چطور است؟ نمک است. بگذار کنار و نزد من آی. چنان کرد و گفت همه اش یکی است. آنگاه به او گفت:

عزیزم براستی تو هستی(برهمن) را اینجا درک نمی کنی. براستی و حقیقت هستی اینجاست. آنچه لطیف ترین جوهر است روح همه این جهان است. آن حقیقت است. آن آتمن است. آن توئی شوتاکتو.

(چاندوگیه اوپنیشد)