کتاب «مجموعه مقالات آموزش تاریخ در مدارس ایران» به همت انجمن ایرانی تاریخ و با کوشش و پیگیری دکتر طوبی فاضلیپور و آقای رحیم روحبخش (دبیران علمی و اجرایی همایش) منتشر و در فروردین ۱۳۹۶ در بازار نشر در دسترس علاقمندان قرار گرفت. این کتاب که حاوی گزیده مقالات ارائهشده به همایشی با همین عنوان است، در ۳۹۴ صفحه توسط انتشارات نگارستان اندیشه آمادهی نشر شده است.
مطابق گفتهی دبیر علمی همایش در مقدمهی کتاب، ۷۷ مقاله در این همایش پذیرفته شد که از بین آنها ۲۷ مقاله برای سخنرانی انتخاب شد. کتاب نیز حاوی ۲۵ مقالهی منتخب است.
مقالهی ارائهشده توسط نگارنده به این همایش با عنوان «حافظه تاریخی و تکوین اجتماع ملّی (مطالعه موردی: نقد بازتولید حافظه تاریخی در کتاب درسی «تاریخ معاصر ایران»)» نیز در کتاب مذکور گنجانده شده است. قریب به اتفاق نویسندگان مقالات این کتاب از اساتید و دانشپژوهان و مدرسان تاریخ هستند و تا جایی که در کتاب مشاهده کردم، تنها دانشجوی جامعهشناسی مشارکتکننده در این کتاب نگارنده است. کتاب حاوی مقالات قابل تامل و ارزشمندی است که به ویژه برای دبیران تاریخ و همچنین مولفان و برنامهریزان کتب درسی مفید است؛ اگر گوش شنوایی برای نقدها و نظرات پژوهشگران این کتاب باشد…
گفتنی است که جمعبندی مقالهی نگارنده در این کتاب بدین شرح است:
جمعبندی و نتیجهگیری
یکی از پیشنیازهای شکلگیری اجتماع ملی و اجتماع اجتماعات که فراتر از اجتماعات قومی و مذهبی خاصگرا بتواند نوعی همبستگی ملی را در ایران به عنوان کشوری با تنوع قومی و زبانی بالا، فراهم آورد، حافظهی تاریخی مشترک میان شهروندان این اجتماع ملی مفروض است. فقدان این حافظهی تاریخی یا ضعف و اختلال و کژنمایی آن، میتواند شکلگیری، تثبیت یا تداوم اجتماع ملی مذکور را با مشکل مواجه کرده و در نهایت همبستگی و انسجام اجتماعی را در جامعهی ایران با مخاطره و چالش مواجه سازد. در این بین، آموزش تاریخ در نهاد آموزش و پرورش به عنوان یکی از موثرترین نهادها در سیر اجتماعیکردن افراد جامعه و فرهنگپذیری آنها، اهمیتی بسیار تعیینکننده دارد.
در شرایط کنونی که به عصر اطلاعات شهرت یافته است و با تکثر رسانهها و انحصارزدایی از آموزش عمومی تاریخ مواجه هستیم، ارائهی روایتهای یکسویه با حداکثر سوگیری و جهتدهی از جهات متعددی در شکلگیری اجتماع ملی ایجاد اختلال میکند. شماری از مصادیق این روایت یکسویه در کتاب درسی «تاریخ معاصر ایران» در بخش قبل روایت شد. میتوان فهرست مصادیق مذکور را بسط داد و نمونههای متعدد دیگری بر آن افزود. اما ذکر همین مصادیق که کماهیت نیز نیستند، بیانگر ضعف بنیادی این متن درسی در ایفای نقش مورد انتظار برای ایجاد حس تعلق ملی است. به طور خلاصه، روایت یکسویهی کتاب درسی مورد بحث پیامدهای زیر را سبب میشود:
- با نادیده گرفتن نقش گروههای مرجع دیگر نظیر روشنفکران، نویسندگان، دانشگاهیان، جنبشهای اجتماعی و … و تاکید یکجانبه و مبالغهآمیز بر نقش یک گروه اجتماعی (روحانیت) اعتماد اجتماعی به منابع آموزشی رسمی تاریخ خدشهدار میشود.
- دفع حداکثری و جذب حداقلی در روایت تاریخ سبب میشود بخشهای وسیعی از افراد جامعه با تعلقات طبقاتی، سیاسی و فکری متفاوت از نگاه رسمی، نسبت به کتاب درسی احساس بیگانگی کرده و در پی روایتهای جایگزین باشند.
- با عرضهی روایتهای سوگیریشده از سوی رسانههای برونمرزی در قالب مستندهای تصویری جذاب، با پیشزمینهی ذکرشده، نوعی بدبینی نسبت به روایت رسمی تاریخ تشدید شده و گرایش به تاریخ روایتشده از جانب رسانههای برونمرزی مذکور تقویت میشود.
- کارویژهی آموزش تاریخ در مدارس که ایجاد حس تعلق به اجتماع ملی است در میان اجتماعات قومی، مذهبی و زبانی دیگر نیز بیسامان و بینتیجه میماند. روایتی از تاریخ که باید دربرگیرندهی حداکثری اجتماعات مختلف درون یک اجتماع ملی باشد، در نهایت تنها طیف حداقلیای از جامعه را دربرمیگیرد و به سبب بدبینی و بیاعتمادی ایجادشدهی ناشی از روایت یکسویهی تاریخ، در بازتولید حافظهی جمعی به عنوان مبنایی برای هویت ملی و حس تعلق اجتماعی ناتوان میماند.
جامعهای نظیر ایران با تنوع قومی، زبانی و فرهنگی بالا و متاثر از شکافهای چندجانبهی سیاسی، جنسیتی، قومی و … نیازمند روایتی از تاریخ در چارچوب نهاد آموزش و پرورش است که بتواند بیشترین حس تعلق به اجتماع ملی را در افراد مختلف جامعه با گرایشهای مختلف ایجاد کند؛ در مقابل روایتهای رسانههای جایگزین و موجود در محیط بینالمللی و منطقهای واجد حداکثر توان تبیین و دفاعپذیری باشد و نوعی اعتماد نسبی در دانشآموزان پدید آورد که آنها را در مقابل امواج روایت تاریخی توسط رسانههای برونمرزی مصون سازد. در غیر این صورت شاهد شکلگیری اسطوره «دیکتاتوری مصلح» و یاد کردن از نوستالژی رژیم فروپاشیدهی پهلوی نزد دانشآموزان امروز و اعضای نقشآفرین فردا در جامعه خواهیم بود و متاسفانه این روندی است رو به تزاید که بازبینی در نگارش کتابهای درسی تاریخ را بیش از پیش ضروری میسازد.





