- نظریهی تبادل ساختاری پیتر بلاو و گونههای تلفیقی آن به انضمام تلفیق با سنخشناسی عمومی انواع تبادل و توضیح طلاق در ایران بر اساس نظریهی تلفیقی
- پژوهشگر: کمال رضوی
- پژوهش درس جامعهشناسی نظری ـ تلفیق نظریهها (دکتر مسعود چلبی)
- نیمسال تحصیلی اول ۱۳۹۴-۱۳۹۳
مقدمه
چنانچه ضرورت فراروی جامعهَشناسی نظری از تکرار نظریههای جامعهشناختی پیشین مبنا قرار گیرد، نقد اثباتی نظریههای موجود و تلفیق آنها با یکدیگر برای فراهم آوردن نظریههای فراگیرتر و باکفایتتر اهمیت خود را نشان میدهند. تلفیق نظریهها در قالب تلفیقهای سطوح خرد و کلان و نیز تلفیق عاملیت و ساختار از دههی ۱۹۷۰ به بعد بهطورجدی و اندیشیده در دستور کار جامعهشناسان بوده است و توفیقهایی نیز در این زمینه حاصل شده است؛ هرچند این مسیر همچنان بهصورت بیوقفه باید ادامه یابد. اما مسئله اینجاست که علیرغم برخی توفیقهای نسبی، همچنان پارهای مشکلات بر سر راه توسعهی نظریهی جامعهشناختی وجود دارد که عدم وفاق پیرامون مسائل، عدم همکاری رقابتآمیز میان نظریهها، عدم وفاق معرفتشناختی، معناشناختی و وجودشناختی، مناقشهی ارتباط سطوح خرد و کلان و تقلیلگرایی کانونی از آن جمله هستند. در تقلیلگرایی کانونی با مفروض گرفتن خوشهبندی دوگانه زیر، نظریههای موجود تنها برخی روابط بین خوشهها را مورد توجه قرار میدهند (چلبی، ۱۳۹۳: ۲۵-۱۸؛ چلبی، ۱۳۹۴).
با این وصف، یکی از کوششهای اساسی در جامعهشناسی نظری باید حرکت در راستای رفع حداکثری تقلیلگرایی کانونی باشد؛ چنانکه بیشترین پوشش در شبکه روابط ممکن میان خوشههای فوق و عناصر درونی آنها در یک نظریهی مفروض ارائه شود.
نظریهی تبادل ساختاری که عمدتاً برآمده از کار پیتر بلاو است، به لحاظ پوشش مذکور واجد غنای نسبی است؛ چنانکه در این نظریه هم به ساختار، هم به کنش و هم کنشگر توجه شده است. رگههایی از توجه به فرایند نیز در این نظریه دیده میشود[۱].
علیرغم این پوشش نسبی، چنانکه ملاحظه خواهد شد، در این نظریه میان اشکال متنوع تبادل اجتماعی در ساحتهای مختلف تفکیک و تدقیق لازم صورت نگرفته و عدم توازن در قدرت و استثمار بهعنوان پیامد ژنریک کلیهی اشکال تبادلی مطرح شده است.
چلبی در «فضای کنش، ابزاری تنظیمی در نظریهسازی» (چلبی، ۱۳۸۷: ۴۹-۱۳) به لایههای سهگانهای در نظریهی جامعهشناسی اشاره کرده که مطابق با آن، پس از لایهی پیشفرضهای عمومی ـ فلسفی (وجودشناسی، معرفتشناسی، انسانشناسی، روششناسی، معناشناسی، ارزششناسی)، لایهی طرحهای نظری و سازهها و در لایهی تحتانی، نظریههای محتوایی (قضیهای) قرار میگیرد.
مقالهی پیش رو با اتکا به بستهی مفهومی مذکور میکوشد تا امکان تلفیق چارچوب AGIL پارسونز و سنخشناسی عمومی انواع تبادل (چلبی، ۱۳۹۱) بهعنوان چارچوبی تنظیمی را با نظریهی تبادل ساختاری پیتر بلاو بهعنوان نظریهای که قرابت بیشتری با لایهی سوم اشارهشده در فوق (نظریهی محتوایی) دارد، مورد بحث و بررسی قرار دهد و امکانات نظریای را که این تلفیق برای نظریهی تبادل ساختاری فراهم میکند، ارزیابی کند.
مقاله در چهار بخش تنظیم شده است. بخش نخست به توصیف نظریهی تبادل ساختاری و گونههای تلفیقی آن میپردازد. در این راستا ضمن معرفی کوتاهی از پیتر بلاو بهعنوان نظریهپرداز شاخص تبادل ساختاری، پیشینهی نظریهی تبادلی مورد بحث و بررسی قرار میگیرد و سپس نقاط تمایز نظریهی تبادلی بلاو با رویکرد تبادلی اشتراوس و نظریهی تبادل خرد هومنز پررنگ و برجسته و در ادامه نقد اثباتی اجمالی از نظریه تبادل ساختاری ارائه میشود.
در بخش دوم، سنخشناسی عمومی انواع تبادل اجتماعی با اتکای به کار چلبی، پولانی، جانسون و سلنز و همچنین ریدلی و آوری مورد بحث قرار میگیرد و استدلال میشود که قرار دادن نظریهی تبادل ساختاری ذیل چارچوب تحلیلی AGIL بهعنوان یک ابزار تحلیلی چگونه میتواند موجب رفع پارهای از کاستیهای اساسی نظریهی بلاو شود.
بخش سوم به تلفیق تبادل ساختاری با سنخشناسی عمومی انواع تبادل پرداخته و به برشمردن مزایای این تلفیق میپردازد. و درنهایت در بخش چهارم و پایانی تبیین یک مسئله اجتماعی مشخص در ایران (طلاق) بر اساس چارچوب تلفیقی در دستور کار قرار میگیرد. مدعای اصلی این بخش این است که طلاق را میتوان پیامد «شکست در تبادل اجتماعی» در روابط زن و مرد (در خانواده) و همچنین در زمینهی عمومیتر (در جامعه) در نظر گرفت؛ پیامدی که بهنوبه خود، گونه دیگری از تبادل اجتماعی است.
……
پینوشت
[۱] . خواهیم دید که پیتر بلاو کوشیده تا فرایندی را ترسیم کند که از همگروهی افراد آغاز میشود و سپس به تبادل، سپس به عدم توازن در ارائه پاداشها و در نهایت به تفکیک در گروه اجتماعی، شکلگیری قدرت و استثمار و برآمدن ساختار اجتماعی در گروه میانجامد.





