کمال رضوی
(کار کلاسی درس نظریههای جامعهشناسی ۲ ـ نیمسال دوم سالتحصیلی ۹۳-۱۳۹۲)
۷ اردیبهشت ۱۳۹۳
کار توماس لاکمن در جامعهشناسی در فضای نشر و آکادمیک ایران در سایهی نام پیتر برگر قرار گرفته است. اثرگذارترین کار لاکمن، بیشک کتابی است که همراه پیتر برگر نگاشت: «ساخت اجتماعی واقعیت: رسالهای در جامعهشناسی شناخت». این کتاب به زبان فارسی نیز ترجمه و منتشر شد. اما بهرغم آنکه پس از انتشار این کتاب، پیتر برگر وارد فضای جامعهشناسی ایران شده و کتابها، مقالهها و مصاحبههای متعددی از وی به زبان فارسی منتشر شد[۱]، از توماس لاکمن، کتاب یا مقالهی دیگری به زبان فارسی منتشر نشده و وی جایگاهی حاشیهای در جامعهشناسی ایران به خود اختصاص داده است. یک دلیل این امر این است که پیتر برگر بسیار بیشتر از لاکمن پیرامون سکولاریسم سخن گفته ـ آنگونه که برگر را به عنوان شاخصترین نظریهپرداز سکولاریسم میشناسند. به علاوه، تجدیدنظر برگر در نظریهی سکولاریسم و چرخش به سمت تاکید بر نقش دین در جوامع مدرن، بر جذابیت و اهمیت وی در فضای فکری ایران افزوده است. سکولاریسم در دو دههی اخیر در فضای فکری ایران، یکی از مهمترین و پرمناقشهترین پروندههای فکری بوده و طبیعی است که آرای نظریهپرداز سکولاریسم و نقطهی مقابل آن، قدسی شدن دنیای مدرن، مورد توجه بیشتری قرار گیرد.
توماس لاکمن، اما چندان به وصف نظریهپرداز سکولاریسم شناخته نمیشود؛ هرچند در این باب سخنانی دارد. اما وی از جامعهشناسان پدیدارشناس شاخص و همچنین از متخصصان حوزهی جامعهشناسی دین محسوب میشود که نظریهی وی با عنوان «دین نامرئی»[۲] (دین ناپیدا، دین پنهان) واجد اهمیت و مورد ارجاع پژوهشگرانی بوده که علاقمند به بررسی اشکال بروز پدیدهی دینی در جهان جدید هستند.
لاکمن نظریهی «دین نامرئی» را در نخستین کتاب شاخص خود در سال ۱۹۶۳ به زبان آلمانی منتشر کرد[۳]؛ این کتاب در سال ۱۹۶۷ به زبان انگلیسی منتشر شد ـ یک سال پس از انتشار کتاب «ساخت اجتماعی واقعیت» (۱۹۶۶) که به طور مشترک با پیتر برگر نوشته بود.
«دین نامرئی» نظریهای بسیار تاثیرگذار بوده است (Davie, ۱۹۹۸). این نظریه بخشی از تلاش لاکمن برای درک جایگاه فرد در جهان مدرن قلمداد شده است. رویکردهای جامعهشناختی به دین که از کلاسیکهای جامعهشناسی سرچشمه میگیرند، عنصر کلیدی تحلیل لاکمن در این کتاب بوده است. لاکمن با تاکید بر این نکته که «مسالهی وجود فردی در جامعه، اساساً یک مسالهی دینی است» درصدد بازسازی نظریات کلاسیکهای جامعهشناسی دربارهی دین است.
به طور مشخص، فقدان مبنایی نظری در زیرشاخهی رو به رشد «جامعهشناسی دین» در دوران پس از جنگ جهانی دوم بوده که لاکمن را برای طرح نظریهی دین نامرئی، دغدغهمند کرده است. ارتباط دین با کلیسا (نهاد رسمی دین) منشاء توجه کامل نسلی از پژوهشگران به سمت حوزهای محدود بوده؛ به این معنا که در غالب کارهای این پژوهشگران، دین مبتنی بر نهاد رسمی (کلیسا) در کانون توجه بوده است؛ در حالی که لاکمن بر آن است که دین نهادمحور و رسمی[۴] در جوامع مدرن به پدیدهای حاشیهای بدل شدهاند(Ibid).
لاکمن برای اینکه عدم توازن فوق را جبران کند، بر تعریفی کارکرد از دین تاکید میورزد؛ اما به طور روشن کار خود را از رویکرد کارکردگرایی ساختاری رایج در جامعهشناسی تمایز میبخشد. رویکرد وی، اساساً یک رویکرد انسانشناسانه است. بر این اساس، لاکمن قائل به این است که دین، عنصری بنیادی و اساسی از شرایط انسانشناسانهی نوع بشر است.
اصل داعیهی لاکمن ـ که میتواند بیانگر رویکرد کارکردی وی نیز باشد ـ در گزارههای زیر (مستخرج از کتاب وی) قابل مشاهده است:
«ارگانیسم ـ که در وضعیت منفرد خود هیچ نیست جز یک قطب مجزای فرآیندهای ذهنی فاقد معنا ـ زمانی تبدیل به یک «خود» میشود که با دیگران در برساخت جهان معنایی اخلاقی و عینی، همراه شود و بدین طریق است که ارگانیسم، طبیعت زیستی خود را تعالی میبخشد. در پیوند با معنایی بنیادین از مفهوم دین است که تعالی طبیعت زیستی توسط ارگانیسم انسانی، پدیدهای دینی نامیده میشود. این پدیده مبتنی است بر رابطهی کارکردی «خود» با جامعه. به همین سبب است که ما فرآیندهای اجتماعیای که به شکلگیری «خود» میانجامند را «اساساً دینی» تلقی میکنیم. از منظر تنگ دامنهی نهادی، تصور دین به سادگی به عنوان جزئی از بودن انسانی (وجود انسانی) تلقی میشود؛ همین [جزء وجود انسانی] است که طبیعت زیستی را تعالی میبخشد».[۵] (Luckmann, ۱۹۶۷: ۴۸)
مناقشه در خصوص ارائهی تعریف کارکردی یا ذاتگرایانه از دین، مناقشهای دامنهدار است. در طیفی از تعاریف که یک سر آن تعاریف ذاتگرایانه و سر دیگر آن، تعاریف کارکردی قرار میگیرند، تعریف لاکمن از دین نامرئی، با قرار گرفتن در منتها الیه تعاریف کارکردی، دربردارندهترین تعاریف از این دست محسوب میشود. بهرغم این، تحلیل لاکمن جدای از این مناقشهها بر سر تعریف دین قرار میگیرد: ساخت جهانبینیهای عینی، مفصلبندی جهانهای قدسی و در برخی وضعیتها، تخصصی شدن نهادی دین، جملگی اموری هستند که از فرآیندهای بنیادین انسانی نشات میگیرند. اینکه این امور، چه اشکال و صورتهایی به خود میگیرند و چگونه بروز و ظهور مییابند، «پرسشهای تجربی» مهمی پیش روی مینهند؛ اما مبنای نظری، فارغ از اَشکال و صورتها، بدون تغییر باقی میماند: دین در صورت غیرتشخصیافتهی[۶] خود در تمامی جوامع و در تمامی افراد اجتماعیشده حضور دارد؛ دین جزئی از شرایط انسانی است(Davie, ۱۹۹۸).
دین نهادی: معلول نیروهای اجتماعی شدن
به گفتهی لاکمن، «نهادهای دینی، جهانشمول نیستند. پدیدهای که در زیربنا نهادهای دینی قرار دارد، یا به بیان دیگر، کارکردهای عملی در رابطهی میان فرد و نظم اجتماعی، است که احتمالا امری جهانشمول است» (Luckmann, ۱۹۶۷: ۴۳).
به این معنا، دین متعلَق نهادینه شدن جهانهای نمادین است. آنچه که این فرآیند نهادینه شدن را دینی میسازد، این است که «جهانهای نمادین، نظامهای معنایی عینیتیافتهای هستند که تجربهی زندگی روزمره را به لایهی «متعالی» واقعیت پیوند میزنند. دیگر نظامهای معنایی، نمیتوانند به چیزی ورای جهان زندگی روزمره اشاره و رهنمون نمایند؛ به این معنا که آن نظامهای معنایی، فاقد هرگونه مرجع «متعالی»ای هستند(Luckmann, ۱۹۶۷: ۴۴). مراجع متعالی، نظامهای معناییای هستند که طبیعت زیستی را تعالی میبخشند: آزادی، جامعه، فرهنگ و غیره. بنا به تعریف، جامعهی انسانی همواره جامعهای دینی است؛ چرا که تعالی طبیعت زیستی، پدیدهای جهانشمول در نوع بشر است (Ibid, ۴۸-۴۹).
روشن است که رویکرد پدیدارشناسانهی لاکمن به دین سبب میشود که وی نهادینه شدن دین را معلول نیروهای اجتماعی شدن ببیند. بدین ترتیب، در جوامع مدرن، با تغییر در وضعیت نیروهای اجتماعی کردن، این نهاد رسمی دین است که رو به افول میرود، اما به دلیل آنکه جامعه و نوع بشر اجتماعیشدن اساساً دینی هستند، امر دینی خود را در قالب معنویتهای جدید، دین خصوصی یا بنیادگرایی گذشتهگرا بروز میدهد. بنابراین سکولاریزاسیون به سستی گرفتن گسترهی نفوذ و تاثیر نهاد رسمی دین اشاره دارد، نه آنکه خود دین دچار سستی و افول شده باشد.
تحلیل لاکمن از دین نهادی، مشخصاً به کاهش نفوذ نهاد کلیسا در جامعهی اروپا مربوط است: صورت خشک و سنتی دینداری کلیسایی با انواع جدید ادیان نامرئی در مدرنترین بخشهای جامعه در حال جایگزینی است. پایگاه اجتماعی دینداری کلیسایی، کوچک شده و به در واقع، این محیطهای نظاممند جامعه مدرن در حال واگذاری است.[۷]
ظهور دینداریهای جدید
لاکمن ظهور دو پدیده «دینداریهای عصر جدید» و «بنیادگرایی» را عکسالعملهای مقدسی نسبت به پلورالیسم دینی به معنی بازاری از دیدگاههای جهانی و تفاوتهای ساختاری که به وسیله مدرنیته معرفی شده، میداند و تاکید میکند که دینداری در این شرایط، به نوعی جدید، شخصی و گفتاری شده است. به بیان دیگر، پلورالیسم دینی باعث کاهش توجه به دینداری مرسوم و پذیرفته شده و پیشرفت گسترش انواع غیررسمی آن میشود و بنابر عقیده لاکمن، «جنبش عصر جدید» ـ که البته خود تاکید میکند هرچیزی به جز یک جنبش در صورت های پذیرفته شده جنبش های اجتماعی است ـ شامل فلسفه جدید و برنامههای متعددی است که پیشرفت روحی اشخاص را مورد توجه قرار می دهند. دینداریهای عصر جدید، بسیار تلفیقی و ترکیبی هستند. آنها روشهای گوناگون روانشناختی، رواندرمانی، معجزه و علوم حاشیهای را مانند عناصر مبهم و ناشناخته قدیمی، در کنار هم جمع میکنند، آنها را دوباره بستهبندی کرده و برای مصارف شخصی ارائه میدهند. وی معتقد است این موقعیتها که آشکارا برخلاف آنچه به عنوان تخصصگرایی علم، دین، هنر و غیره گفته میشد، عمل میکنند؛ با ترکیب و تلفیق هرآنچه که به کارشان میآید، حالتهای بسیار شخصیشده از عصر جدید را بیان کرده و هر آن انتخاب مقدس دیگری را ارتقاء میبخشند. وی با تاکید بر این که در عصر جدید، فردگرایی با قوت بسیار بیشتری مورد اتفاق نظر همگان است، تصریح میکند که آنچه او به عنوان پدیده «عصر جدید» معرفی میکند، در عین حال که خود یک انتخاب شخصی است ولی در نهایت متفاوت با آن چیزی است که در توحیدگرایی ادیان ابراهیمی مطرح می شود. این دینداریها تاکید دارند که میتوان معنویت را در رسوم و مناسک ادیان مختلف جستجو کرد. (باستانی و دیگران، ۱۳۸۸: ۹۷-۹۶).
یک نمونه از کاربست نظریهی لاکمن در زمینهی اجتماعی ایران
در پایان بی مناسبت نیست که یک نمونه کاربست نظریهی «دین پنهان» لاکمن را در جامعهی ایران به اختصار معرفی کنیم. بهناز خسروی در پایاننامهای که به راهنمایی و مشاورهی سوسن باستانی و سارا شریعتی با عنوان «بررسی میزان تاثیر شبکهی روابط اجتماعی و شیوه ی زندگی در رفتار دینی افراد (تحلیل عوامل موثر در گرایش به رفتارهای نوین دینی در میان ساکنان شهر تهران)» در سال ۱۳۸۵ در دانشگاه الزهراء انجام داده با طرح این مساله که «طی چند سال اخیر، جمعها یا کلاسهایی در سطح شهر تهران شکل گرفته که در آنها شیوه های نوینی برای «چگونه بهتر زیستن»، آموزش داده می شود. در این جمعها که اساسشان بر پایه دیدگاههای گوناگونی از جمله روانشناسی و عرفان قرار گرفته است، افراد به دنبال آن هستند که ضمن تجربه نوعی احساس معنوی و روحانی، چگونگی دستیابی به راههای خوشبختی، موفقیت و کمال را به صورت توامان تجربه کرده و در عین حال، به آرامش روحی برسند» به بررسی دو کلاس «مثنوی خوانی خانم [الف]» و «[هستی] ارتباط موفق و مؤثر» به عنوان دو نمونه از جمع های مذکور پرداخته است.
بر این اساس، «پژوهش در پی آن بوده که ویژگیها و کارکردهای کلی این جمعها برای افراد شرکتکننده را مورد مطالعه قرار داده و مطابقت آموزههای آنها را با رفتارهای نوین دینی بررسی کند. بر اساس یافتههای این پژوهش، در مطالعه دو نمونه از جمعهایی که در سطح شهر تهران با رویکردهای روانشناسانه و عرفانی به فعالیت مشغولند، میتوان آموزهها و آیینهای آنها را در قالب «رفتارهای نوین دینی» دستهبندی کرد»(باستانی و دیگران، ۱۳۸۸: ۸۷).
منابع:
- Davie, Grace (۱۹۹۸),INVISIBLE RELIGION, In: Swatos, William H. (Ed.) Encyclopedia of Religion and Society, AltaMira Press, CA: Sage Publications.
- Luckmann, Thomas (۱۹۶۷) The Invisible Religion: The Problem of Religion in Modern Society. New York: Macmillan.
- Mackendrick,Kenneth (۲۰۰۹), A Review of Thomas Luckmann’s The Invisible Religion, Indigo Website:
http://community.indigo.ca/posts/Kenneth-Mackendrick/user-۱۲۸۴۰۴/۵۳۳۰۰۱.html
- باستانی، سوسن، سارا شریعتی، بهناز خسروی (۱۳۸۸)، مروجان رفتارهای نوین دینی: مطالعه موردی جمع های با رویکرد روانشناسی و عرفان، نامه علوم اجتماعی، شمارهی ۱۷ (پیاپی ۳۶)، بهار ۱۳۸۸، صص.۱۲۳-۸۷.
- شریعتی، سارا (۱۳۸۵)، جامعه شناسی مدرنیته دینی، متن سخنرانی در گروه جامعهشناسی دین در انجمن جامعه شناسی ایران، دوشنبه۲۲ آبان ۱۳۸۵، آرشیو اینترنتی سارا شریعتی، آدرس اینترنتی:
http://sarahshariati.blogspot.ro/۲۰۱۱/۰۴/blog-post_۹۵۶۷.html
[۱]. به عنوان نمونه میتوان به کتابهای «ذهن بیخانمان (نوسازی و آگاهی)» (نشر نی، ۱۳۸۱)، «افول سکولایزم: دین خیزشگر و سیاست جهانی» (نشر پنگان، ۱۳۸۱)، «چند جهانی شدن: گوناگونی فرهنگی در جهان کنونی» (نشر روزنه، ۱۳۸۴)، «دعوتی به جامعه شناسی» (نشر روشنفکر، ۱۳۸۵) اشاره کرد که پیتر برگر یا به تنهایی نوشته یا در کنار نویسندگان دیگر و به زبان فارسی منتشر شدهاند. مقالات و مصاحبه های متعددی نیز از وی به فارسی منتشر شده است.
[۲]. The Invisible Religion
[۳]. عنوان آلمان کتاب لاکمن Das problem der Religion in der modernen Gesellschaft که به معنای «مسالهی دین در جامعهی مدرن» است. اما در ترجمهی انگلیسی کتاب، مترجم عنوان نظریهی اصلی لاکمن در این کتاب را برای آن برگزید: «دین نامرئی: تحول نمادها در جامعهی صنعتی» (The Invisible Religion: The Transformation of Symbols in Industrial Society).
[۴]. church-orientated religion
[۵]. چنانکه از همین دو بند نقلشده از کار لاکمن روشن است، بحث وی در این زمینه، انتزاعی و دشوارفهم است و این انتقادی است که ناقدان بر نظریه ی لاکمن در این نامرئی مطرح کردهاند: «نثر لاکمن به شکل غیرمتعارفی، تخصصی و به گونه ای غیرضروری، مبهم است. «دین نامرئی»، به لحاظ فنی طاقتفرساست و از انتزاعی بودن شدید رنج میبرد. به علاوه، هیچ تلاشی صورت نگرفته تا خواننده ورای سخنان موجز و یکنواخت، بتواند درک تفصیلیتری از محتوای بحث به دست بیاورد». (Kennet, ۲۰۰۹)
[۶] . nonspecific form
[۷]. «این همان پدیدهای است که ژان بوبرو آن را «دین پخش (منتشر) شده»، دینی که در همه جامعه انتشار یافته و منبسط شده است، معرفی کرده؛ یک جامعهشناس انگلیسی از آن به عنوان «دین پنهانشده» یاد کرده است. روژه باستید جامعهشناس فرانسوی نیز در این باره میگوید: امر دینی همیشه در ادیان نیست، امر دینی از بین نمیرود، جا به جا میشود، امر قدسی از خانهاش بیرون میآید و در هر مکانی، هر جایی میتواند سکنی گزیند. (شریعتی ۱۳۸۵).





